من يقين دارم كه تاريخ معاصر كشور عزيزمان به بعد و قبل از 22 بهمن تقسيم خواهد شد.اينرا كودتاگران نيز دريافته اند.نقش آفريني ما باعث سرافرازيمان در مقابل فرزندانمان و نسل بعدي خواهد شد.فصل كاهلي گذشت.در اين ده روز هيچ كس در هيچ كجاي ايران نبايد از اين حادثه بي اطلاع بماند.تك تك ما موظفيم تا آنروز به هر شيوه ممكن و با اولويت فضاي خارج از اينترنت سهم خود را ادا كنيم.(هر سبز انديش حداقل 100 نفر)
فوریه 1, 2010
ژانویه 18, 2010
در بدبینانه ترین حالت نسبت ما و طرفداران حکومت در روز 22 بهمن ده به یک است پس چه فرقی میکند که شیوه حضور چگونه باشد؟
در خوش بینانه ترین حالت ممکن تعداد شرکت کنندگان تظاهرات حکومتی بعد عاشورای تهران 400 هزار نفر برآورد شد که تمام توان لجستیکی و رسانه ای حکومت را پشت سر خود داشت.روشن است که حکومتی که تظاهرات را در روز غیر تعطیل برگزار می کند مطمئن است که در روز تعطیل بسیاری از همین جمعیت هم او را همراهی نمی کنند(نمونه بارزش تظاهرات حکومتی به بهانه عکس آقای خمینی بود که در روز جمعه برگزار شد)فلذا دور از ذهن نیست که حکومت باز هم در خوشبینانه ترین برآورد می تواند بر روی 200 هزار نفر حساب کند.
حال این جمعیت را در کنار سبزاندیشانی بگذارید که در بدبینانه ترین برآورد ممکن در روز 22 بهمن حضوری 2 میلیونی خواهند داشت(بماند که تجربه عاشورای امسال و شوری که مشاهده می شود نشان از آن دارد که حضور در روز 22 بهمن بسیار فراتر خواهد بود)و در این برآورد نیز نسبت ما به طرفداران حکومت ده به یک است . حال چه فرقی می کند که سکوت کنیم یا شعار دهیم.هدف میدان آزادی باشد یا تمام خیابانهای اطراف.یعنی اینکه آنها در دریای سبز محو خواهند شد و حداکثر کاری که می توانند بکنند این است که جمعیتی را از پیش دور تریبون اصلی جمع کنند که آنهم در برابر عظمت میدان آزادی هیچ است.در این روز اگر همه سبزها در مسیر اصلی قرار گیرند امکان برخورد حکومت تقریبا صفر است و بر خلاف روز قدس که عملا سبزها در مسیری متفاوت قرار گرفتند در روز 22 بهمن امکان جدا کردن سبزها عملا غیر ممکن است چرا که مسیر یکی است.فلذا با وجود اینکه پیش بینی استراتزی بهره برداری حداکثری از این روز تاریخ ساز مهم است ولی عظمت حضور سبزها آن چیزی است که حرف آخر را می زند.
ژانویه 17, 2010
چه سری است در عدد 22 ،22 خرداد و 22 بهمن؟
22 خرداد روز آغاز جنبش سبز بود.22 بهمن چه روزی است؟من می گویم روز بلوغ جنبش شما چه می گویید؟
تن دادن به مناظره ها نشانه بارز فرورفتن در پارادکسی است که سرانجام محتوم تمام نظامهای استبدادی است
به نظر من روشنترین دلیل تن دادن حکومت استبدادی به مناظره ها همین پارادکسی است که در آن دست و پا می زند.از یک سو فشار اجتماعی به حدی رسیده که وحشت از انفجار ،باز کردن سریع چند سوپاپ اطمینان را حیاتی می سازد و از دیگر سو همین سوپاپها نیز به دلیل آنکه دیر باز شده اند به جهت اوج دروغپراکنی های قبلی که عملا به استوانه های حیات حکومت تبدیل شده اند، جریانی عظیم از روشنگری را ایجاد میکنند که بنیان فکن خواهد بود.به انقلاب 57 بنگرید که اقدام دیر هنگام شاه در باز کردن فضای سیاسی،عملا به سقوطش منجر شد.این سرنوشت محتوم تمام حکومتهای استبدادی است چرا که پس از چندی عقلانیت را به مرخصی می فرستند.
اگر در سال 57 طبقه پایین و سنتی جامعه را با دروغ با انقلاب همراه کردند،جنبش سبز این طبقه را با حقیقت همراه خود خواهد کرد
من منکر فساد،نابرابری شدید اقتصادی،حذف مردم از گردونه تصمیم گیری ،وابستگی خارجی و دهها دلیل دیگری که طبقه پایین و سنتی جامعه ایران سالهای دهه 50 را علیه نظام شاهنشاهی شوراند نیستم ولی کمتر کسی منکر نقش غیر قابل انکار تهییج احساسات مذهبی مردم و اوج شایعه سازی ها و دروغ پراکنی بخشی از انقلابیون از دیدن عکس آقای خمینی در ماه گرفته تا خروج کلان جواهرات سلطنتی و سرمایه های ملی و ضربدر چند کردن کشته شدگان انقلاب(شاهد مثال واقعه میدان ژاله بود که به گفته مورح مشهور آقای شهبازی کشته شدگانش زیر 100 نفر بودند ولی انقلابیون آنرا هزاران نفر اعلام کردند)است که این طبقه را همراه طبقه متوسطی کرد که به مانند هر جنبش اجتماعی دیگری آغازگر حرکت انقلابی آن سالها بودند.
طبقه متوسط امروز نیز به عنوان فعالترین طبقه اجتماعی،آغازگر و انرژی بخش جنبش سبز ایرانیان است.این جنبش بر خلاف انقلاب 57 نه با دروغ که با روشنگری،اقناع و نشان دادن ذات پلید و ضد دینی حاکمیت استبدادی که هم دنیا و هم آخرت مردم را به نیستی می کشاند طبقه پایین و سنتی را با خود همراه خواهد کرد. در این راه تک تک ما مسئولیم و هیچ بهانه ای برای کم کاری و کاهلی در مسیر روشنگری و اطلاع رسانی پذیرفتنی نیست.
بار دیگر تکرار می کنم روزهای باقی مانده تا 22 بهمن، روزهای اطلاع رسانی و روشنگری است.در حد توان تمامی هموطنان در اقصی نقاط ایران باید بیانیه های مهندس موسوی و کروبی عزیز را بخوانند و فیلمهای جنایات عاشورا را بینند.اگر در این کار توفیق یافتیم،تظاهرات عظیم ما در 22 بهمن سکوی پرش اساسی به سوی آزادی خواهد بود ولی اگر توفیقمان اندک باشد اثرات آن بسیار محدودتر خواهد بود.
ژانویه 12, 2010
آیا گزارش مخملباف درباره خامنه ای و خانواده اش مشابه اتهامات علیه هاشمی و خانواده او نیست؟
چند روز پیش با یکی از دوستان خوب خود که اتفاقا خامنه ای را دوست دارد و به جنبش سبز نیز مشکوک است ولی دچار جمود فکری نیست و به شدت با حرکتهای وحشیانه علیه مردم مخالف است،در مورد مقاله اخیر مخملباف درباره زندگی خامنه ای صحبت کردم.نکته جالب اینجاست که با وجود آنکه به شدت از مفاد این مقاله ناراحت بود ولی زمانی که به او این نکته را یادآور شدم که آیا شباهت بسیاری میان بند بند این گزارش و موج اتهاماتی که بویژه در سالهای اخیر در مورد هاشمی و خانواده او در کشور ایجاد شده و با استفاده از این موج احمدی نژاد در دور اول انتخابات را برده و در دور دوم نیز بخشی از آراء خود را به همین صورت بدست آورده ،وجود ندارد؟پاسخش مثبت بود.به او گفتم که اساسا مسئله این نیست که گزارش مخملباف و یا اتهامات وارده به هاشمی صحت دارد یا نه.مسئله اینجاست که گروهی در این سالها با استفاده از گسترش موج اتهام پراکنی در مورد هاشمی و خانواده او در تلاش بوده اند که مافیای سپاه را بر جای گروههای سیاسی و اقتصادی پیشین بنشانند.اقتصاد ایرن قبل از احمدی نژاد هم اساسا در دست رانتخواران بوده چرا که خروجی هر نظام استبدادی رانت است و فساد و اقتصاد کاراتر آن دوران نیز نتیجه قدرت هر چند اندک نهادهای انتخابی چون مجلس و ریاست جمهوری و آزادی اندک بخشی از رسانه ها بوده است .ولی مسئله اینجاست که مافیای سپاه که در چند سال اخیر به شدت توسه یافته و عملا اقتصاد،سیاست،رسانه،فرهنگ،قوای سه گانه و قوای امنیتی و نظامی را در چنبره دارد به جهت دارا بودن ابزارهای سخت و مخوف بسیار هولناکتر و مخرب تر است.جنبش سبز با هر فساد و رانتی مخالف است و درمان آنرا مشروط و محدود کردن و تحت نظارت در آوردن قدرت هیات حاکمه ای میداند که توسط مردم انتخاب شده باشند.
از بیانیه آخر رئیس جمهور و بیانیه اخیر کروبی عزیز 100سری چاپ و در مناطق جنوبی تر شهر توزیع کردم
یک ماه باقی مانده تا 22 بهمن، روزهای اطلاع رسانی و روشنگری است.در حد توان تمامی هموطنان در اقصی نقاط ایران باید این بیانیه ها را بخوانند و فیلمهای جنایات عاشورا را بینند.اگر در این کار توفیق یافتیم،تظاهرات عظیم ما در 22 بهمن سکوی پرش اساسی به سوی آزادی خواهد بود ولی اگر توفیقمان اندک باشد اثرات آن بسیار محدودتر خواهد بود.
دوستان سبز اندیش از آنجا که حاکمیت استبدادی توان مقابله با جنبش را در خود نمی بیند تمام همت خود را بر این قرار داده که ایرانی را در برابر ایرانی قرار دهد و با برانگیختن احساست مذهبی بخشی از مردم،در گام اول از پیوستنشان به سبزاندیشان جلوگیری کند و در گام بعدی از آنها به عنوان ابزاری علیه جنبش استفاده کند فلذا بعید نیست در روز 22 بهمن نیز شاهد تهییج آنان در برخورد با سبزها باشیم.
حال وظیفه ما چیست؟اینکه در گام اول این بخش از ایرانیان عزیز را در تبدیل شدن به پیاده نظام استبداد دچار تردید کنیم و در گام بعد پیوستنشان را به جنبش سبز جشن بگیریم.مشخص است که مراد من جیره خوران و ایادی استبداد نیست که آنها خود در دریای خروشان مردم محو خواهند شد.
ژانویه 10, 2010
ما خس و خاشاکیم.آزادی خواهان جهان، به نظاره بنشینید که در 22 بهمن چه آتشی بر جان استبداد می نشانیم
الوارها و تنه های قطور درخت را دیده اید؟اگر قصد تهیه آتش از آنها را داشته باشید هزار بار هم که کبریت بکشید افاقه نمی کند.ولی اگر دور آنها را خاشاک بگیرید،با یک شعله کوچک چنان آتشی به جان آن می افتد که جز ذغال بر جای نمی ماند.رئیس دولت کودتا درست گفت.ما خس و خاشاکیم و در ۲۲ بهمن چنان آتشی بر جان حکومت استبدادی بنشانیم که جز روسیاهی از آن بر جای نماند.
اسکناسهای شعارنویسی شده را اول تا کنیم بعد خرج کنیم
فروشگاهها ، اسکناسهای تا شده را باز نمی کنند و تقریبا همواره همانگونه داخل صندوق می اندازند.من خودم در چند روز گذشته دهها قطعه اسکناس شعارنویسی شده را در میدان میوه تربار و چند فروشگاه به همین روش خرج کردم.
ژانویه 6, 2010
سبز نیستیم اگر در برملا کردن مظلومیت خود و جنایات استبداد نقشی نداشته باشیم
از تیتر انتخابی شرمنده ام ولی دوستانی دارم که خود را سبز می دانند ولی دریغ از یک حرکت.دریغ از یک قدم.کارشان شده فحش و ناسزا به رژیم .به چنین افرادی می گویم اگر صد سال دیگر هم به رژیم ناسزا بگویید آب از آب تکان نمی خورد. تکثیر و انتشار تصاویر جنایات روز عاشورا و مظلومیت سبزها و بیانیه اخیر رپیس جمهور، فرصتی است برای آنانی که از سبز بودن تنها به وبگردی و ناسزاگویی به رژیم دلخوش نیستند.